جهاد با طعم خدا

 یه سوال مطرح کرده مبنی بر این که یه کاری بگید تو زندگیتون که به دل و جرات زیادی نیاز داشته که انجامش بدید و دلیلش را هم بگید ...

من می گم ازدواج !
دلایلم زیادِ...یکیش این هستش که تو فرهنگ ما اگه از اول انتخاب شخص آگاهانه و مبنی بر معیارهای پخته و عاقلانه نباشه  و بعد از اون هم نتونه با وجود تلاش فراوون به یه زندگی خوب و با کیفیت برسه ترجیح میده به جای این که از اون زندگی بزنه بیرون و ط ل ا ق تو یه زندگی نا خوب باقی بمونه
و شاید اون هایی که زندگیشون خیلی بد هم هست باید یه دل و جرات زیاد پیدا کنند تا بزنند از اون شرایط بیرون و همش هم به این خاطر هست که جامعه هنوز دید خوبی نسبت به فرد طلاق گرفته نداره و...

دین حلال دونسته اما فرهنگ مون تئوریِ! لباس سفید عروسی و کفن سفید را برای ما ارائه میده .... پس راه همون میشه که از اول با چشم باز انتخاب کنی و این هم خیلی مهم هست که یه بخشیش را واگذار کنی به خدا ...یه بخشیش که شاید شامل هشتاد درصدش بشه :)
Image result for ‫امین دریانورد‬‎

این مثال ها را نگاه :

از یه طرف دوستی دارم که با چشم فوق باز انتخاب کرد ... کار ،خونه، ماشین ،تحصیلات ،سربازی،خانواده های هم کفو پسر نماز خون با ظاهر ایده آل خودش با ادعای این که برای چی باید از خدا کمک بخوام و بسپارم به خودش ، من عقل دارم و بر مبنای عقل پیش میرم... وارد زندگی شد و اونی شد که نباید میشد ... حاصل چی شد؟ اعتماد به نفسی که از دست داد و خانواده که قبول نمی کنند دختر شون برگرده

از طرف دیگه دوستی که همسرش موقع آشنایی نه سربازی رفته بود، نه خونه، نه ماشین ،نه کار ثابت نه حمایت مالی از طرف خانواده، نه خانواده های هم کفو... فقط اخلاق و ایمان داشت!
و مهم تر این که عروس خیلی به خدا تکیه کرد حاصل چی شد؟ الان همه ی چیزهایی که نداشت را داره
البته از حق نگذریم تلاش بعد از ازدواج هم مهم هست ... یه بذر را که می کاری اگه بخوای درست ریشه بدونه باید مرتب مراقبش باشی از مهربونی نور کافی حتی اگه جای بذرت مناسب نیست و ریشه نمیده جاشو عوض کن گاهی وقت ها سم زدایی ش کنی گاهی وقت ها تقویتی بهش بزنی یه جورایی جهاد هست اما به جای توپ و تفنگ ،عشق و محبت و گذشت و صبر و... باید خرجش کنی
Related image

پ.ن.یک :الهی زندگی هاتون قشنگ و متعالی باشه
الهی که یار دنیا و آخرتتون به همین زودی ها پیداش بشه
الهی که خدا به همه ی بنده هاش عقل بده !!! این خیلی ربط داشت به بالایی ها  :دی

پ.ن. دو: عیدتون مبارک



"جهاد با طعم خدا" اقتباس از اسم کتاب عرفان نظر آهاری به اسم "چای با طعم خدا" ست :)
۶ نظر ۲ لایک:)

خواهرِ بنجامین باتن!!

بچه تر که بودم وقتی دلم می گرفت یا استرس داشتم به پلی لیست گوشیم که اون زمان پر بود از مداحی گوش میدادم ...آخه اون زمان یه سری جلسات شرکت می کردم که بهمون گفته بودن همیشه چیزهایی داخل گوشیتون داشته باشین که اگه قرار باشه گوشیتون را بدید به امام زمانتون خجالت نکشید از محتوای داخل گوشی ...

اون هایی که در جریان گوش دادن های ممتد من به مداحی بودن بهم اعتراض می کردن می گفتن زده میشی به جای گوش دادن صرف به مداحی یه سری راه های دیگه هم در کنارش داشته باش

اولش طبق معمول همیشه ام گوش ندادم ... اما بعدترتغییر کردم و تو موقعیت های مشابه به جای مداحی رفتم سراغ موزیک های ریلکسیشن بی کلام و خود گویی مثبت و مدیریت ذهن و تمرکز دادنش روی نکات مثبت و... کارهایی شبیه مدیتیشن با یه سری تکنیک شبیه این... اما واسم اثر نمی کرد

این که یه راه خیلی دل نشین را تست کرده باشی بعد بخوای بری سراغ راه های دم دستی!! اون راه ها به نظرت خیلی موثر نخواهد بود

مثل این می مونه که چند دوره یه آنتی بیوتیک  خاص و قوی را مصرف کرده باشی و باکتری های بدنت را از بین برده باشی خب قطعا اگه دوباره  مریض شدی باید بری یا سراغ همون دارو یا یه داروی قوی تر تا بتونی اثر بگیری

 راه های قوی تر مثل خوندن یا گوش دادن به کلام وحی و قرابت با امام حسین به صورت روزانه قطعا خیلی خیلی دل نشن تر از حتی گوش دادن به مداحی صرف خواهد بود این راه ها را هم بعد از چند سال وقفه تو همون سری جلسات یاد گرفتم

اما 

الان

انگار نمیشه!!

دیگه رغبت ندارم برای کشیده شدن به سمت راه های قشنگ و متعالی

خیلی فکر کردم و سخنرانی گوش دادم تا بدونم چرا نمیشه ! چرا دیگه مثل قبل سبک نیستم... رسیدم به یه چیز ... گناه... یعنی این قدر از بعد از بچگی گناه های جور واجور داشتم که یه سریش امیدمو قطع کرده یه سریش نعمت هامو تغییر داده یه سریش بلا سرم آورده یه سریش سختی واسم پیش آورده  یه سریش ... وااای خسته نشدم این همه گناه کردم ؟؟؟


یه سری جلسات دیگه هم شرکت می کردم که می گفت واسه این که روی کارهایی که انجام میدید بتونید کنترل بهتری داشته باشید و گناهی که واستون عادت شده را ترک کنید تصور کنید امام زمان اون لحظه اون جا هستن و شاهد، شما باز روت میشه اون کار را ادامه بدی؟؟؟ نه قطعا نه ! اگه بشه که یعنی اوضاغ بسی داغون هست ترمز را همین الان بگیر

اگه مراقب باشی در حد توانت گناه نکنی خود به خود رغبتت به خوبی ها بیشتر میشه هرچی خوبی بیشتر باز میل به خوبی بیشتر ... یهو همه چی قشنگ تر میشه ، امتحان ها سخت تر میشه اما حال دلت بهتره

پس

بسم الله...

:)



**هدف نگارش این پست : اگه یه نفر ازین جا رد شد و مطلب را خوند و خدا خواست و واسش کارا بود بعد از دعاهایی که واسه خودش داره یه دعایی هم به من بکنه که از این سیر نزول رها بشم و اگه قرار نیست برم روی سیر صعودی،حداقل برم روی خط ساکن ... :((

کلا زندگی بامزه ای دارم  وقتی به یه مشکلی بر می خورم به جای این که بگم دیگه کار های گذشته را تکرار نمی کنم ، میگم بذار ببینم قبلا تو  همچین موقعیتی چی کار می کردم !!!

یعنی رشد معکوس

یه جورایی خود بچگیم را پخته می دونم و ازش ممنونم که یه مدت بود تا الان بتونم ازش یاد بگیرم!!!!


در نتیجه پست اصلا و ابدا ریا نبود :دی

۴ نظر ۰ لایک:)

آویزوون

خودت را وصلی کنی به ریسمانی محکم

و بعد

مطمئن حرکت کنی

بدون ذره ای شک

یا ترس از سقوط!




+طور zipline :)

۱۰ نظر ۳ لایک:)

محتاطانه تر رفتار کن*

«در نقد آدم ها خیلی مراقب باشید. اگر طوری درباره ی آنها حرف بزنید که در آینده ی دور هم وقتی می خواهند به راه برگردند و اصلاح کنند، یاد حرف های شما بیافتند و از ترس سرزنش شما نیایند، شما مسوولید!»


مطلب کامل : این جا




* خدا ترس تر حرف بزن

مراقب روحت باش ...

سریال سارق روح هم تمام شد

خیلی ازش یاد گرفتم

مهم ترین چیزی که ازش یاد گرفتم این بود که همه ی آدم ها مستعد خطا هستن فقط کافیِ تو موقعیت خاصش قرار بگیرن...اون موقعیت های خاص میتونه شرایط خاص روحی ناشی از یه شکست باشه (عشقی ، تحصیلی و...) یا ناشی از کمبود محبتی که خانواده به بچه هاش داره و تو اون موقعیت های خاص بیشتر خودش را نشون میده و خیلی مسائل این سبکی که باعثرو شدن و یا پر رنگ شدن خلاهای روحی که در طول زندگی فرد ایجاد شده هست

تو کل زندگی باید تلاش کرد که موقعیت های خاص زندگی کم بشه و برای همون موقعیت های کم به قدری ذخیره وجود داشته باشه که تو این دوره روح از ذخایره تغذیه بشه وگرنه یهو یه نفر میاد و به روحی که به شدت گرسنه شده یه پرس غذا عجیب غریب نشون میده، روح هم از فرط گرسنگی جذب اون غذا میشه و حاصل اونی میشه که نباید


راهت را با تحقیق و جست و جوی کامل بر پایه عقل و ایمان پیدا کن سرگشتگی تو این دنیا کار دست آدم میده

تغذیه ی روح چی؟

وصل شدن به ریسمان محکم الهی شاید!

هر چند وقت یکبار از خودت بپرس : خدا کجای زندگیتِ؟



+پست مرتبط


۴ نظر ۰ لایک:)
بسم الله

در زندگی هر کس کلاف های بسیار وجود دارد؛ اما فقط بعضی ها می توانند از کلاف های درهم و برهم زندگی تن پوش زمستان ببافند و شوق زندگی.
خیلی ها سر کلاف را گم می کنند و زندگی شان چنان در هم گره می خورد که دیگر نه با سرانگشت باز می شود نه با دندان.
باید بافتن یاد گرفت، بافتن زندگی را ، پیش از آنکه سر کلاف گم شود و پیش از آنکه کلاف زندگی، کلافه مان کند...
عرفان نظرآهاری

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان